فرهاد ميرزا

52

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )

طاووس تا حسن‌سو ، شانزده ورس . از حسن‌سو تا آق‌استفا ، دوازده ورس . جملتان چهل و هفت ورس . از آق‌استفا اتا زورارخى ، ده ورس و نيم . از زورارخى تا صلاح‌لو ، سيزده ورس . از صلاح‌لو تا آل‌گت ، بيست و سه ورس . جملتان چهل و شش ورس و نيم . از آل‌گت تا ياغلوجه ، بست و دو ورس . از ياغلوجه تا سوقان‌لو ، دوازده ورس . [ سوقان‌لو ] يعنى پياززار . از سوقان‌لو تا تفليس يعنى تا پشته‌خانه ده ورس و نيم . جملتان چهل و چهار ورس و نيم . از هريك اسب در يك ورس راه ، سه كاپاك كه پول سياه است كرايه مىگيرند . هر صد كاپاك پول سياه يك منات است كه بالفعل معادل سه هزار و ده شاهى پول رواج ايران است . امپريال روسى مساوى پنج منات است كه بر روى آن نقش كرده‌اند . دوكا سه منات است كه بر روى آن به عدد هندسه نوشته‌اند . ولى امپريال و دوكا با منات كاغذى كه رايج است دو سه هزار صرف دارد . روز يكشنبه سلخ رمضان : قبل از ظهر آجودان جناب گينياز مريسكى با لباس رسمى آمد ، احوال‌پرسى كرد و وقت ملاقات خواست . چون روز پيش به حضرات وقت داده شده بود ، گفتم : « زحمت نباشد يك ساعت بعد از ظهر تشريف بياوريد . » دو ساعت به ظهر مانده جناب ارلوف‌اسكى خودش با لباس رسمى با پسر شاه ميرخان موسيو « بگلروف لوارساب » به ديدن آمد . اصل او از « له » است و شانزده سال است حاكم تفليس و توابع است . مذهبش كاتوليك است . در اين مدت هرقدر بدخواهان او خواسته‌اند او را معزول كنند نتوانسته‌اند . بسيار آدم خوشخويى است . بعد از رفتن او در سر وعده ، جناب بغرايتون تشريف آوردند . نشان دولت عليه ايران و نشان دولت خودشان را زده بودند . مدتى نشسته و صحبت داشتند . بسيار آدم باادب و معقولى است ، « درون پر ز نقش و برون ساده » اصل او از گرجستان است و از اولاد حضرت داود است . در اين بين جناب گينياز گريگورى اربىليانى كه جنرال آجودان امپراطور و سناتور است و از نجباى گرجستان و [ از ] خانوادهء قديم است به ديدن آمد . در اواخر سنهء يك هزار و دويست و هشتاد و شش هجرى كه اعليحضرت شاهنشاهى تشريف‌فرماى گيلان شده بودند به خدمت شاهنشاهى از جانب دولت روس مشرف شده بود . نشان تمثال « هميون » نيز داشت . جناب بغرايتون مخرانسكى جاى خود را به او داد . چندين نشان داشت . از ميرزا اسد الله خان تعريف كرد و خواهش كرد : « بايد صداقت و خدمت او را به اولياى دولت بنويسيد . » بعد از نيم ساعت كه او رفت باز جناب بغرايتون مخرانسكى تشريف داشتند . مترجم ايشان « ميرزا فتحعلى آخوندوف » 34 بود ، گفتند : « خيلى حيف است كه چندجاى تماشاگاه تفليس را ملاحظه نكنيد . » و چندجا را اسم بردند . بعد گفتند كه : « در تماشاخانه هم جايى براى شما معين شده كه يك شبى اگر ميل داشته باشيد به تماشا تشريف بياوريد . » و بعد جناب گونياز مريسكى كه نايب حضرت جانشين در امر لشكر است با لباس رسمى تشريف آوردند . باز ميرزا فتحعلى مترجم بود . خيلى مرد حرافى است . در جنگ